وبسایت سپهر افتخاری

او منم یا منم او؟

زکجــــا آمده ام، آمدنم بهـــر چــه بود؟

روزها فکر من اینست و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
زکجــــا آمده ام، آمدنم بهـــر چــه بود؟
به کجــا می روم؟ آخر ننمائی وطنم
مانده ام سخت عجب، کز چه سبب ساخت مرا
یا چه بوده ست مراد وی ازین ساختنم
جان که از عالم علویست، یقین می دانم
رخت خود باز بر آنم که همانجــا فکنم
مـرغ بـاغ ملـــکوتم، نیم از عـالم خاک
چند روزی قفسی ساخته اند از بدنــــم
خرم آن روز که پرواز کنم تا بر دوست
بــه هوای سر کویش، پرو بـالی بزنم
کیست در گوش که او می شنود آوازم؟
یا کـدامست سخن می نهد اندر دهنم؟
کیست در دیده که از دیده برون می نگرد؟
یا چه جان است، نگوئی، که منش پیرهنم؟
تا به تحقیق مــرا منــزل و ره ننمائــی
یک دم آرام نگیــرم، نفسی دم نــزنم
می وصلم بچشـــان، تا در زندان ابـــد
از سر عربدهُ مستانه به هم در شکنم
من به خود نامدم اینجا، که به خود باز روم
آنکه آورد مـــرا، بــاز برد در وطنم
تو مپندار که من شعر به خود می گویم
تا که هشیارم و بیدار، یکی دم نزنم
شمس تبریز، اگر روی به من بنمائی
والله این قالب مردار، به هم درشکنم

“منسوب به مولانا “

cheshmekhoda.jpg

نوشته شده در: اشعار, مولانا

ارسال دیدگاه: (۴) ←

4 دیدگاه

  1. کیوان تیر ۶, ۱۳۹۱

    شعری بس ژرف که تحولی در من در پاسی از شب ایجاد کرد.سپاسگزارم

    Hot debate. What do you think? Thumb up 6 Thumb down 3

  2. 3pehr تیر ۸, ۱۳۹۱

    ممنون بابت لطفتون، خوشحالم کردید :)

    Thumb up 4 Thumb down 1

  3. rastegarpoor اسفند ۱۳, ۱۳۹۲

    بسیار عالی مرسی

    Thumb up 0 Thumb down 0

  4. رضا اردیبهشت ۱۴, ۱۳۹۳

    بسیلر ممنون.

    Thumb up 1 Thumb down 0

ارسال دیدگاه

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.